روز وفات حضرت زینب پارسال وخاطره رفتن به مشهد

روز وفات حضرت زینب(س) سال 1388:

 

مشهد رفتن پارسال من ماجرایی داشت که لااقل واسه خودم جالب بود و اتفاقی.

 

ماجرا برمیگرده به وقتی که فهمیدم رفتن به مشهد  فقط از طریق شرکت در مسابقه ای بود که اونم وقتش  گذشته بودو حتی برنده هارو هم اعلام کرده بودند.

 خیلی ناراحت بودم...ولی به خودم اینطوری دلداری میدادم که شاید قسمت نبود و اگه میرفتم اتفاقی می افتاد وبالاخره گفتم ان شاءالله سال بعد.

اگه یادتون باشه 17تیر پارسال مصادف بود با وفات حضرت زینب کبری (س) واتفاقا روز چهارشنبه.

(چهارشنبه از جمله روزهای مهم برای خانواده ماست  چون نزدیک 9ساله که  منزلمون روزهای چهارشنبه روضه برگزار میشه و گاهی اوقات این روز مصادف میشه با مناسبتهایی که امروزم یکی از اون روزا بود).

 صبح که طبق معمول مشغول تمیزی خونه برای برگزاری مراسم بودیم. یه لحظه دلم هوای حرم امام رضا(ع) رو کرد وتو دلم گفتم :یا موسی بن جعفر (ع) دیگه پسرتون نامه ی دعوت ما رو امضا نمیکنه و مارا به عنوان زائر قبول ندارند.خلاصه مثل هر هفته مراسم برگزار شد.

تو گروه همکلاسی و دوستی ما که تازه یه ترم بود باهم آشنا شده بودیم تک زنگ زدن رواج یافته بود.بعد مراسم دیدم یکی از دوستام زنگ زده فکر کردم که تک زنگه منم تک زدم؛دم در بودم و داشتم مهمونارو بدرقه میکردم

 همون دوستم این بار زنگ زد و بعد سلام واحوالپرسی گفت :میخوای بری مشهد؛ گفتم میخوای سر کارم بزاری گفت نه به خدا یکی از بچه ها نتونست بیاد تو هم اگه میخوای، تا یه ساعت خودتو برسون دانشگاه...گفتم بزار به خانواده بگم ،قبول کردن تماس میگیریم .

اومدم خونه به مامان و بابا گفتم، گفتن پس چرا نشستی؟!پاشدم به دوستم زنگ زدم و گفتم میام البته  اتوبان ؛سرپرست گروهم قبول کرد .

نمیدونستم چی کار کنم ،چی بردارم، هر کدوم از اعضای خانواده یکی از وسایلامو تو چمدانم میذاشتن.از بعضی فامیلامون خداحافظی کردم.

 تو ماشین می گفتم تاوقتی که سواراتوبوس نشم باورم نمیشه که این منم میرم مشهد.

بالاخره اتوبوسا اومدن بعدخداحافظی ازخانواده سوار شدم.خیلی خوشحال بودم.سفرپارسال خیلی خوش گذشت. مسیر رفت( قم ،جمکران )و مسیر برگشت (جاده شمال) خوشی شهر مشهدم جای خودش به خصوص آخرین روز،روز وداع با حرم.

امسال هم وقتی گفتن مشهد، گفتم چون من پارسال رفتم امسال امیدی ندارم،مگه امام رضا خودش بطلبه.

 فکر می کردیم امسالم مسابقه است ولی برخلاف نظر ما فقط قرعه کشی بود. به لطف امام رضا(ع) امسالم از قرعه اسمم دراومد.انگار دعای هنگام وداعم مستجاب شده بود.

سفر امسالم  دوتا فرق داره یکی اینکه اینبار یه ماه قبل از رفتنم اطلاع دارم وهم  اینکه اینبار با یکی ازدوستان صمیمیم همسفرم .

حالا اگه قسمت باشه 10تیر روز پنجشنبه راهی آستان قدس رضوی هستیم. درستکه زیارت پارسالم توروز وفات حضرت زینب (س) ولی بهترین هدیه رو از ایشون گرفتم. زیارت امسال و پارسالمو مدیون ائمه (ع) میدانم .

امیدوارم الگوی ما در تمام مراحل زندگی ائمه اطهار (ع) باشند وهیچ زمانی از ایشان فاصله نگیریم .

     

 

 

 

/ 1 نظر / 5 بازدید